خبر آمد که ز معشوق خبر می آید ره گشایید که یارم ز سفر می آید ...

نوشته شده توسط قاسم صفائی در چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت 1:46 موضوع شعر | لینک ثابت
سلام من به مدینه به آستان رفیعش به مسجد نبوی ، به لاله های بقیعش سلام من به علی و به حلم و صبر عجیبش سلام من به بقیع و چهار قبر غریبش نشسته باز دلم پشت درب بسته آنجا گرفته باز دلم بهر قبر مخفی زهرا تو ای مسافر شهر مدینه در دل شب ها نبود هر چه که گشتم نشان ز مرقد زهرا سلام من به تو ای بانویی که مرد نبردی ز غیر هر چه که دیدی به یار شکوه نکردی سلام من به بازو و کبودی رویت به سرخ فامی اشک تو و سپیدی مویت به ایام فاطمیه اول رسیدیم
درک کردن فاطمیه ؛
چقدر جالب
!!! چه کسانی فاطمیه را درک می کنند ؟ درک کردن فاطمیه بستگی به چه چیزهایی دارد ؟ آیا درک کردن فاطمیه فقط به لباس مشکی پوشیدن و روضه گرفتن و سینه زدن است ، بی آنکه به فرهنگ فاطمیه نزدیک شویم ؟عده ی کمی در فاطمیه و به خصوص فاطمیه اول به عزا می نشینند اما همان عده ی کم هم به این موضوع توجه نمی کنند که فاطمیه چه درس هایی برای ما دارد
!چه می شود که خانمی که جهان به خاطر او خلق شده است این گونه خود را فدای ولایت و مهم تر از آن فدای حق می کند ؟؟
به خودمان فکر کنیم ، در کجای فرهنگ فاطمیه ایستاده ایم ؟ چگونه خود را شیعه کسانی می دانیم که فقط در حرف می توانیم بگوییم به اعمال آنها عشق می ورزیم ولی در عمل خود را به آنها نزدیک نمی کنیم ؟؟
!!!چقدر حقیرند کسانی که به اسم مصلحت همه ی کم کاری های خود را توجیه می کنند و از ترس اینکه مردمان کوچک این زمانه از دور آنها پراکنده شوند حاضرند حق را پنهان کنند اما غافل از آنکه حق هیچگاه پنهان نمی ماند و این انسان های حقیر روزی در انبوه برگ های درخت زیبا و تنومند حق و عدالت گم می شوند
.چقدر ساده لوحند کسانی که به دنبال خشنودی همگان هستند و خشنودی خالق خود را فراموش کرده اند
. خشنود بودن مردم از انسان چیز بدی نیست ، یکی از دعاهای پیامبر اسلام هم این بود که : « خدایا مرا در میان مردم خوشنام قرار بده » ، اما چه نکاتی که در این زمینه نگاشته نشده است و چقدر کار انسان سخت شده است ! کتاب های بسیاری که در این زمینه نوشته شده است در یک حکمت نهج البلاغه خلاصه شده است و بسیار آسان هدف و وسیله ما را مشخص می کند :«
رابطه خود را با خدا اصلاح کن ، آنوقت خداوند رابطه ی تو با همه را اصلاح خواهد کرد .»

نوشته شده توسط قاسم صفائی در پنجشنبه 10 خرداد1386 ساعت 18:19 موضوع مناسبت | لینک ثابت
سلام
یه چند وقت بود به نحوه ی رابطه مردم به خصوص توو دانشگاه اصفهان فکر می کردم . یه رفتار مردم برام جالب بود و البته مایه ی تعجب . آخرش یاد یه شعر افتادم که جواب این فکرهای من بود ؛ امیدوارم دیگه با خوندن این شعر بفهمید که منظور من چی بوده :
دلی که گریه کنان اختیار می بازد نرسیده به بساط قمار می بازد
نوشته شده توسط قاسم صفائی در سه شنبه 8 خرداد1386 ساعت 18:2 موضوع فرهنگی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

کسي که عقل ندارد ادب ندارد
و کسي که همت ندارد مروت ندارد
و کسي که دين ندارد حيا ندارد .
خردمندي موجب معاشرت نيکو با مردم است ، و به وسيله عقل سعادت هر دو عالم به دست مي آيد .
امام حسن مجتبی (ع)
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
سایت امام حسن مجتبی
کتاب نیوز
باشگاه اندیشه
روزنامه وطن امروز
اخبار فرهنگی
صدا و سیما
كتابهاي رايگان فارسي
همه چیز درباره فیلم ها و بازیگران
کتابخانه قفسه
موبایل
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
طراح قالب
POWERED BY