تا که از درگه تو رزق مدامی دارم کی دگر چشم طمع سوی حرامی دارم
هر سحر از خم معشوق که جامی دارم منم آن بنده که نعمت به تمامی دارم
قبله ای دارم و قرآن و امامی دارم
آنچه از عشق شود آب یقینا جگر است آنچه ریزد جگر از آن به خدا چشم تر است
مرغ عاشق خود از این نکته بسی با خبر است دیدن حضرت صیاد نشاطی دگر است
بی سبب نیست که من میل به دامی دارم
عده ای بر در تو گرم نمازند همه جمعی از خلق تو مشغول به رازند همه
قدر اندازه خود غرق نیازند همه در پس پرده تو صاحب نازند همه
منم آنکه ز عصیان تو نامی دارم
کوری از قافله جا ماند و به راهی افتاد شد برادر به گروهی و به چاهی افتاد
دستش از چاه به دامان گیاهی افتاد زان توسل به گیاهش به گناهی افتاد
منم آن کور که بر خلق پیامی دارم
ایها الناس در ِ خانه ی مردم نروید پیش هر کس به دو سه ناز و تبسم نروید
از خدا بر در مردم به تظلم نروید جو اگر داد بگیرید و به گندم نروید
من دمی رفته ام و درد مدامی دارم
سخن این است که ما جز تو نداریم کسی درد این است که ما دور شدیم از تو بسی
تا که امروز و به فردا تو به دادم برسی اشک خواهم ز تو اندازه ی بال مگسی
به حسین ِ تو که توفیق سلامی دارم
یا رب از قله ی کوهی شجر طور بده اشک با ناله بده ، جنس مرا جور بده
لب شیرین به دعا زین قدح شور بده تا که محمود شوم دولت منصور بده
من ز تو آرزوی روی امامی دارم
نوشته شده توسط قاسم صفائی در یکشنبه 14 مرداد1386 ساعت 19:56 موضوع شعر | لینک ثابت
سلام
دیروز یه گزارش از شبکه تهران دیدم که کلی حال کردم !!! در چند روز پیاپی و در ساعت های مشخص مثلا 11 صبح ( در روز گزارش ) پارکینگ های اتوبوسرانی پر از اتوبوس بود و مردم در ایستگاهها صف های طویل بسته بودند !!!!
گزارشکر می گفت که هیچ کس هم در شهرداری پاسخگو نبود !
گویا بعد از اون همه دروغ نسبت دادن قالیباف نسبت به شهردار قبلی و سپس استفاده از نام شهردار قبلی در انتخابات شورای شهر برای حزب وابسته به او با این بیلبرد که :
رئیس جمهور مانند رجایی ، شهردار مانند باکری ، شهردار ما قالیباف
او این دوگانگی ارزشی را اینطور پاسخ می دهد که هنوز باید شهردار قبلی در کارهایی که نکرده تخریب شود تا من رئیس جمهور شوم !!!! شاید اینگونه طرح سهمیه بندی بنزین ناکارآمد جلوه کند .
نوشته شده توسط قاسم صفائی در چهارشنبه 10 مرداد1386 ساعت 11:55 موضوع فرهنگی | لینک ثابت
سلام
یه مطلب رو توو وبلاگ دوست خوبم علی دیدم ، خیلی قشنگ بود :
فاقصص القصص لعلهم یتفکرون

چه رسم دیوانه واری
من می گویم، تو نمی شنوی
من می آیم، تو نمی بینی
من می پرسم، تو نمی گویی
من لمس می کنم، تو حس نمی کنی
چه رسم دیوانه واری
من می دانم این ها را تمام
اما
آهای کر، کور،لال،لمس
با همه این ها دوستت می دارم
من دیوانه ام که معلولی زیبا را دوست دارم
تو دیوانه ای که می توانی این سان نباشی اما می باشی
چه رسم دیوانه واری
نوشته شده توسط قاسم صفائی در سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت 11:37 موضوع شعر | لینک ثابت
درباره وبلاگ

کسي که عقل ندارد ادب ندارد
و کسي که همت ندارد مروت ندارد
و کسي که دين ندارد حيا ندارد .
خردمندي موجب معاشرت نيکو با مردم است ، و به وسيله عقل سعادت هر دو عالم به دست مي آيد .
امام حسن مجتبی (ع)
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
سایت امام حسن مجتبی
کتاب نیوز
باشگاه اندیشه
روزنامه وطن امروز
اخبار فرهنگی
صدا و سیما
كتابهاي رايگان فارسي
همه چیز درباره فیلم ها و بازیگران
کتابخانه قفسه
موبایل
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
طراح قالب
POWERED BY