با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان
این چند روز خیلی سعی کردم سکوت کنم ، دوست نداشتم راجع به این بداخلاقی ها چیزی بنویسم ! اما آنقدر هجوم تبلیغاتی به این بنده ی مخلص خدا زیاد شد که احساس وظیفه کردم از مرام و مسلک کسی بگویم که خیلی به گردن من و امثال من حق دارد : حاج منصور .
برای من خیلی جالب است که انسان هایی پیدا می شوند که برای پیروزی در انتخابات و پیروزی حزبشون از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند ! حتی ترور شخصیت فردی که همه او را به اخلاص و حق طلبی می شناسند !
دوستانم در بهشت خوبان و وبلاگ های دیگر حرف های لازم را زده اند ، اما می خواهم از زاویه ای دیگر به این قضیه نگاه کنم .
حاج منصور ارضی ( یا به قول مقام معظم رهبری حاج منصور سمائی و یا به قول آیت الله بهجت حاج منصور عرشی ) کسی است که حرف های سیاسی او در مجالس مناجات و روضه اش به این یکی دو سال برنمی گردد . از وقتی که من یادم می آید ایشان لا به لای مناجات ها و صحبت هاشون ، وقایع گذشته را با حال شبیه سازی می کردند و برای مردم بیان می کردند ! و بر این عقیده هستند که :
«بابا روضه می خونم من ، پس توی این روضه چی پیدا میشه ؟ همین که تو توو سرو کلت بزنی؟بابا این لا مذهب ها دارن همین کارو میکنن دیگه » ( قسمتی از صحبت های ایشون در روز عرفه امسال )
این عقیده که روضه برای شناخت است و گریه ی بدون معرفت هیچ تاثیری ندارد اعتقاد زیبایی است که حاج منصور آن را به عمل آورده است .
اینکه در روضه بتوانیم حسینیان و یزیدیان زمانه را بشناسیم باعث بالا رفتن معرفت به جناب حسین (ع) می شود و باعث می شود خلوص در عمل بیشتر و بیشتر شود .
این کسانی که امروز می گویند نباید در مجالس مذهبی حرف سیاسی زد فراموش کرده اند که خمینی عزیز (ره) همین کار را می کرد ؟ توصیه های ایشان را فراموش کردند ؟
اما چرا بعد از این همه سال ، امسال این قضیه این همه مهم شده است ؟ با توجه به اینکه عرفه امسال حرف های حاج منصور در مورد افراد با مسئولیت های پایین تر بود و سال های قبل به امثال هاشمی رفسنجانی و خاتمی و کروبی بر می گشت و امسال به امثال قالیباف و مجلس هفتم !
نظر من این است که کسانی که خواهان شکست احمدی نژاد در انتخابات مجلس هستند از حاج منصور به عنوان ابزار استفاده کردند تا با نسبت دادن حاج منصور به احمدی نژاد رای های همفکران او را کم کنند ! اما اینان فراموش کردند که بسیاری از رای های احمدی نژاد که سال ها شاگردی حاج منصور را کرده است به خاطر نسبت شاگردی و استادی او با حاج منصور به دست آمده است !!! و جناب دکتر احمدی نژاد چقدر زیبا این مسئله را بازگو کردند با عمل ! ایشان با حضور یافتن در مسجد ارگ در شب هشتم و صحبت های زیبای خود اثبات کردند که هنوز هیئتی هستند و این حرف و حدیث ها باعث نمی شود که به خاطر ملاحظات سیاسی دست از سابقه خود بردارند ! کاری که امثال هاشمی و خاتمی به راحتی انجام دادند و همگان متوجه آن شدند و البته اثبات شد که ضرر کردند !
هیچ وقت یادم نمی رود که وقتی خاتمی از همفکری با سعید حجاریان دست برداشت چه چیزهایی از دست داد و می توان این گونه گفت که خاتمی بدون حجاریان تبدیل به یک عروسک شد !
وقتی چند وقت پیش کرباسچی (دبیرکل حزب کارگزاران) گفت که حاضریم با هر شخص و گروهی ائتلاف کنیم تا حامیان احمدی نژاد را شکست دهیم ! و پس از آن ائتلافی که شایعه شده است قالیباف و محسن رضایی و لاریجانی در مقابل احمدی نژاد تشکیل خواهند داد ! و با توجه به اینکه همه کسانی که 16 سال با هم جنگ داشتند حالا با هم متحد شده اند تا مقابل احمدی نژاد بایستند می توانیم اینگونه بیان کنیم که تخریب حاج منصور با دروغ یکی از حربه هایی است که آن ها نزدیک انتخابات در نظر گرفته اند !
خبری که بسیار خنده دار بود و چند وقت پیش به صورت سیستماتیک همین مخالفان به دروغ پردازی دست زدند این بود که : حاج منصور به احمدی نژاد معترض شده است که چرا من را با خود به مکه نبردی !!!
حتی اگر یک بار از مرام و مسلک منصور ارضی شنیده باشی چنین خبری را هرگز باور نخواهی کرد ! کسی که هر روز دوستدارانش حاضرند خرج سفر مکه و کربلا و سوریه او را بدهند ولی خود قبول نمی کند ، حالا معترض است ؟ کسی که شب آخر ماه رمضان امسال گفت یه بار مکه رفتی کافیه ، منت سعودی ها رو نکشید ! اگه امام زمان (عج) بخواهد خودش برات جور می کنه ! حالا به این معترض است ؟
در این دو هفته به سخنان دو هفته پیش حاج منصور در دعای کمیل پی بردم که گفت : « چه خوبه مستمع ، خوننده کار بکنه و حرف خدا هم بزنه ، حرکت خدایی که تکلیفشه انجام بده ! محتاج کسی نباشه . محتاج کسی نباشه . شما نگاه کن وقتی آدم یه حرف می زنه ، اینایی که محتاجن ، اینایی که به هم وابستن ، باید به هم نون قرض بدن ، پول خرج بشه ، پول خرج شده ، یهو می بینی صدای همه با هم زنجیره ای در میاد ...»
متن کامل صحبت های حاج منصور در روز عرفه رو می تونید توو وبلاگ بهشت خوبان ببینید .

نوشته شده توسط قاسم صفائی در یکشنبه 30 دی1386 ساعت 15:3 موضوع فرهنگی | لینک ثابت
از ازلم آشنا حب تو را یا حسین تا به ابد با توام شکر خدا یا حسین
هر که حسینی شود خاک کند کیمیا چیست مگر کیمیا؟عشق و صفا یا حسین
چون به دلی بنگری کرب و بلایی شویم این دل تنگم نما کرب و بلا یا حسین
هر که تو را مشتریست دوست خریدار اوست جان مرا هم طلب کن ز خدا یا حسین
آنچه که آموختم از ره تو بندگی است گوهر تقوا کنی بس که عطا یا حسین
صاحب منبر تویی ، جان پیمبر تویی جان پیمبر بگیر دست مرا یا حسین
کیست که هر دم کند شور حسینی به پا اذن خدا می دهد شور خدا یا حسین
بانی این خیمه ها کیست به جز فاطمه ناله ی او می کند روضه به پا یا حسین
بر نفس مستمع ، خویش مسلط شوی تا بشود حق تو خوب ادا یا حسین
وقت عزا نفحه ی گریه کنان دست توست ورنه نباشد روا طاقت ما یا حسین
نوکر تو می خرد درد و بلای تو را تا تو نبینی دگر درد و بلا یا حسین
نوشته شده توسط قاسم صفائی در جمعه 28 دی1386 ساعت 11:34 موضوع شعر | لینک ثابت
باقی از جسم کبوتر غیر مشتی پر نبود از پر پروانه باقی غیر خاکستر نبود
زیر سم اسب ها از گل گلابی مونده بود در خزان کربلا چون او گلی پرپر نبود
می کشید آهسته قاسم پای خود را روی خاک خوب شد در وقت جان دادن دگر مادر نبود
خیلی دوست داشتم در مورد قاسم (ع) یه مطلب بنویسم . همیشه توو محرم دوست دارم خودمو به صفات پسر اربابم امام حسن (ع) نزدیک کنم .
اما خیلی سخته ، این نوجوان یه صفت هایی داره که باید خیلی خودسازی کرد تا بهش رسید . باید خیلی نفس رو کوبید تا وقتی بهت میگن مرگ در نظر تو چگونه است ، بگی شیرین تر از عسل !
خیلی سخته که وقتی میری پیش معشوقت و میخای جونتو فداش کن بهت بگه نه ! قاسم تو یادگار حسنمی !
قاسم(ع) دید عموی امروز ، عموی دیروز و یه عمر نیست ، تا حالا نه به قاسم نگفته بود . تمام غم های عالم به دل قاسم(ع) اومد و رفت یه گوشه نشست ! وقتی مادر حضرت ، نامه امام حسن(ع) رو اورد و گفت بابات فکر همه جا رو کرده ؛ سریع نامه رو باز کرد :
قاسمم ، کربلا میری ، عاشورا میشه ، از هر راهی رفتی حسین برت گردوند دوباره برو ، این نامه رو نشونش بده .
دوید ، عمو جونم ! بابام بهم برات داده .
هر وقت فکر می کنم به این موضوع به این نتیجه می رسم که بزرگترین عبادت ، گذشتن از همه چیز و ذوب شدن در معشوقه . اما به شرط اینکه تابع اوامر معشوق باشیم ! حتی وقتی معشوق گفت نه ، اصراری نکنیم . مگر اینکه ...
مگر اینکه اربابمون فکر همه جا رو کرده باشه و به ما هم برات داده باشه ...
که قطعا اینگونه است .
وقتی به این فکر می کنم که قاسم(ع) با قتل صبر از دنیا میره ولی گفته شیرین تر از عسل فقط یه جمله می تونم بگم :
از عسل گفتم قد رعنای تو آمد به یاد...
نوشته شده توسط قاسم صفائی در چهارشنبه 26 دی1386 ساعت 11:28 موضوع مناسبت | لینک ثابت
سلام ، امیدوارم توو این سرمای زمستونی حال همتون خوب باشه . محرم از سه سال پیش یه جور دیگه شد ، یه امید دیگه ای برای رسیدن به معبود پیدا شد . یاد همه رفقای سوخته ای که شب منتسب به فرزند کریم اهل بیت (ع) به سوی معشوق رفتند و ما رو جا گذاشتند . شب 5 محرم دیگه برای ما فقط شب عبدالله (ع) نیست . شبی که عاشقان حسین (ع) برای زنده نگهداشتن نهضت حسینی به شهادت رسیدند . ز شوق کرب و بلا ناگهان بدن ها سوخت اسیر شعله ی عشقم ، زبانه ام اینجاست گریه کن های مسجد ارگ رو میشه نمونه کسانی دانست که با شناخت گریه می کنند و می دانند راه حسین چیست ، می دانند کجا امر به معروف و نهی منکر باید کرد و کجا باید حق را داد زد ! به قول حاج منصور (نقل به مضمون) بعضی ها فکر میکنند مملکت قبرستونه ، توپ هم در کنند و همه بخابن ! داریم به شب قاسم بن الحسن هم نزدیک میشیم ، دوست دارم یه مطلب کامل در مورد حضرت بنویسم ، ایشالله سه شنبه که امتحانام تموم شد و اومدم خونه می نویسم . دعا کنید ...
ما بنده احسان و عطای حسنینیم در هر دو جهان عبد و گدای حسنینیم
دلداده ی نام حسن و خون خداییم ممنون عنایات خدای حسنینیم
در کرب و بلا سهم حسن عین حسین است ما گریه کن کرب و بلای حسنینیم
در قدرت زهراست که این لطف نماید یک روز ببینیم فدای حسنینیم
این سفره کریمانه ترین سفره حق است ما ریزه خور نان و غذای حسنینیم
گر پیرو زهرا و علی با دل و جانی شیعه شده درس وفای حسنینیم
گفتند رفیقان سفر کرده این بزم ما سوخته ی داغ و عزای حسنییم
نوشته شده توسط قاسم صفائی در یکشنبه 23 دی1386 ساعت 16:7 موضوع شخصی | لینک ثابت
اصلا شرایط نوشتن ندارم ولی چون بعدا نمی تونم بیام سایت دانشگاه حیفم اومد که نزدیک محرم چیزی ننویسم ! خلاصه یکی از معایب تحصیل در یه شهر دیگه اینه !
باز هم محرم اومد و عطر پاکبازی و عشقبازی . محرم و ماه اثبات حقیقت دوست داشتن . محرم یعنی همه از خداییم ، محرم یعنی همه آنچه حسین (ع) در روز عرفه به آن اذعان کرد !
محرم یعنی نگاه کردن به کوفه ی دل ، یعنی فکر جدایی ، یعنی خرابه و یادگاری و ... یعنی کودک چقدر می خورد از نهر آب ، آب ؟ ... هنوز دلا اونقدر آماده نشده که بخوایم از عبادت علمدار بگیم !
باز هم محرم و عطر رفقایی که سوختند و رفتند و ما رو جا گذاشتند !
.jpg)
نوشته شده توسط قاسم صفائی در سه شنبه 18 دی1386 ساعت 20:15 موضوع مناسبت | لینک ثابت
گفت : مادر ، تو که میدونی من توو این محله چه جوری ام ؟ اسممو هر کی می بره فحش میده به من ! از بس که بدم ، تو رو هم اذیت کردم ، تازه فهمیدم میخوام بمیرم ، گرچه تو رو اذیت کردم و از من بدت میاد ولی مادری . یه وصیتی دارم بهت .
مادر گریه اش گرفت ، گفت چقدر مردم رو اذیت کردی ، چقدر بی خدا گذروندی ؟
گفت شده دیگه مادر ، خجالتم نده ، دارم می میرم !
مادر وقتی جون دادم ، لباسمو در بیار ، ریسمان به پاهام ببند ، من رو چند لحظه دور این حیاط بکشون ، فقط بگو خدایا بنده ی فراریت رو اوردم ، دیگه به بقیه اش کاری نداشته باش !
مادر میگه بچه ام سخت جون داد . بعد از گریه کردن گفتم پاشم حرفشو گوش بدم ، لباسشو در اوردم ، یه طناب بستم به پاش ، اومدم بکشم یه صدایی اومد : پیرزن ! بنده ی گنهکار ما رو به خودمون واگذار !!!!
بیاید از همین امروز قبل از مرگمون خودمون بریم پیشش ...بهش بگیم خدایا من اومدم که دیگه نرم .
با این زبان که غیبت و دشنامش عادت است دیگر چه جای توبه و عرض ندامت است
یارم ز نور وقت سحر فیض می برد بیچاره من که سهم دلم سیر ظلمت است
هر دم به دام گناهی دگر شدم عمرم به سر رسید و دلم در اسارت است
از ادعا پُرَم ، تهی از علم و حکمتم تنها ثمر به خرمن عمرم جهالت است
از حرف حق گریزم و در بند باطلم غرق تعصبم ، همه کارم لجاجت است
کار دلم نفاق و دورویی و کینه است کار زبان تملق و عرض ارادت است
اشک یتیم لرزه نینداخت بر دلم این بی تفاوتی همه اش از قساوت است
با این همه بدی اگر اهل سحر شدم حیرت مکن که دلبر من با کرامت است
نوشته شده توسط قاسم صفائی در چهارشنبه 12 دی1386 ساعت 0:17 موضوع فرهنگی | لینک ثابت
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان
عید غدیر ، بزرگترین عید شیعیان جهان . عیدی پر از رازها و شگفتی . هر چقدر از بزرگی این عید و کمالات علی (ع) بگویم فقط توانسته ام در حد علم خود بیان کنم و هنوز چیزی از مرتبه ی والای علی (ع) نگفته ام که پیامبر فرمود : اگر نمی ترسیدم که مردم علی (ع) را با خدا اشتباه بگیرند ، کمالات علی (ع) را بازگو میکردم .
یکی از مطالب قابل بحث و زیبا در این روز بزرگ ، دوست شناسی و دشمن شناسی است . به غدیر خم برویم ، جایی که بعد از اینکه پیامبر فرمود : « من کنت مولاه فهذا علی مولاه » . بعد از آن افرادی که در آنجا بودند آمدند و به علی (ع) تبریک گفتند . بخا بخا و ... پیامبر فرمود او را امیر المومنین خطاب کنید اما ...
این تبریک ها و قول حمایت کردن ها کجا و سقیفه ی بنی ساعده کجا ؟
نقل تاریخ کردن در این مطلب صحیح نیست ، همه می دانند چه گذشت بر علی (ع) و اهل بیت .
غدیر خم واقعه ای است که همیشه در تاریخ تکرار می شود و باید درس عبرت بگیریم . انسان هایی هستند در همین زمانه خودمان که تبریک ها گفتند و قول حمایت ها دادند اما ... اما وقتی به مقام عمل آمدند بخل کردند و همه چیز را برای خود خواستند . جالب اینجاست که تاریخ اثبات کرده ، آنهایی که همه چیز را برای خود خواستند هم به جامعه ی خود ظلم کردند و هم به خود ! اگر اولی و دومی و سومی ملعون همه چیز را برای خود نمی خواستند هم جامعه اسلامی با رهبری علی (ع) رستگار می شد و هم خودشان ! و هم نسل های بشری پس از آن ؛ که پیامبر فرمود : « اگر همه عالم در حب علی اشتراک می کردند ، خداوند جهنم را خلق نمی کرد » .
سوالی که در اینجا مطرح است این است که چرا درس نمی گیریم و همه چیز را برای خودمان می خواهیم ؟ روز عرفه را به تازگی پشت سر گذاشتیم ، باید به شناخت برسیم ، به دوست شناسی ، دشمن شناسی و ... . اگر بدانیم « والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون » ( آیه 8 سوره مومنون ) و بر عهدهای خود استوار باشیم و اگر عمل کنیم به امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری می توانیم هم خود را متعهد کنیم و هم منافقین را شناسایی کنیم . منافقینی که گاهی حتی مثل اولی و دومی و سومی ملعون مسئول حکومت اسلامی می شوند و گاهی مثل طلحه و زبیر دنبال سهم خواهی هستند !
به امید روزی که همه و همه علی وار زندگی کنیم .

نوشته شده توسط قاسم صفائی در جمعه 7 دی1386 ساعت 11:1 موضوع فرهنگی | لینک ثابت
بگذار با عشق دل خویش بمیرم تا معتکف درگهم ای توبه پذیرم
ترسم که دگر بار گنهکار تو گردم ای کاش که در حال مناجات بمیرم
درویش و تهیدستم و شبگرد و قلندر دل سوخته ی هر سحر کوی امیرم
آشفته تر از این دل آشوب ندیدم چون نزد تو آیم به تو آرام بگیرم
من جام طهورا ز می فاطمه دارم تا مست می کوثری ام خیل کثیرم
تا باده ی توحید دهد فاطمه دستم جز باده ی کوثر ز کسی جام نگیرم
من نهر بهشت و لب جو از تو نخواهم تا مست می زمزم و صهبای غدیرم
دل تنگم و دل خسته و دل سوخته اما امر تو مطاع است خداوند مجیرم
نوشته شده توسط قاسم صفائی در پنجشنبه 6 دی1386 ساعت 14:39 موضوع مناسبت | لینک ثابت
درباره وبلاگ

کسي که عقل ندارد ادب ندارد
و کسي که همت ندارد مروت ندارد
و کسي که دين ندارد حيا ندارد .
خردمندي موجب معاشرت نيکو با مردم است ، و به وسيله عقل سعادت هر دو عالم به دست مي آيد .
امام حسن مجتبی (ع)
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
سایت امام حسن مجتبی
کتاب نیوز
باشگاه اندیشه
روزنامه وطن امروز
اخبار فرهنگی
صدا و سیما
كتابهاي رايگان فارسي
همه چیز درباره فیلم ها و بازیگران
کتابخانه قفسه
موبایل
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
طراح قالب
POWERED BY