تبليغاتX
 بينش سبز
 

بزرگترین انقلاب فرهنگی

می‌خواست رحمتش همه‌جا را بغل کند. چه رحمتی فراگیرتر از باران؟ از اشک‌های چشمان زیبای تو، باران درست کرد تا تمام مصیبت‌هایی که تو در طول عمرت کشیدی تبدیل به موج زیبای مهربانی و اخلاص شود.

تو در تاریخ انسانیت از همه آسمان‌تر و از همه دریاتر بودی که توانستی با صبر و خوش‌خُلقی، همه تاریخ انسانیت را از نابودی نجات دهی. تو بودی که بذر حذف برده‌داری را پاشیدی و به همه اعلام کردی که فقط کسی بهتر از دیگریست که تقوای او بیشتر باشد؛ نه ثروت مهم است و نه قدرت و نه زیبایی و رنگ و نژاد. با سلمان فارسی از نژادی دیگر مشورت می‌کردی و برای موفقیت بلال حبشی سر از پا نمی‌شناختی.

تو بودی که وقتی اعراب، دخترانشان را زنده به گور می‌کردند و حتی مردمان سرزمین پارسی که در آن زمان برترین تمدن بودند، به دخترانشان اجازه خروج از اندرونی خانه را نمی‌دادند، گفتی حقوق زن و مرد مساوی است. دست دخترت را بوسیدی و با ورود او به خانه قیام می‌کردی.

تو بودی که به همه گفتی در میان خودتان، به دور از هرگونه تکبر و قیافه‌گرفتن، بر مهربانی به یکدیگر سبقت بگیرید و در مقابل دشمنان خدا بایستید و لحظه‌ای عقب ننشینید. چه جالب که فقط دشمنان خدا  را از حوزه‌ی مهربانی خارج کردی، نه دشمنان خودمان را!

تمام تغییرات بلندمدت فرهنگی خود را، اولین نفر اجرا می‌کردی تا همه از نفس مسیحا دم تو زنده شوند. این‌گونه بود که خدای خالق عزیز در مورد تو گفت: «لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه» و رحمتش به وسیله تو به همه عالم رسید.


 

نوشته شده توسط قاسم صفائی در دوشنبه 29 تیر1388 ساعت 12:42 موضوع مناسبت | لینک ثابت


من ز هر سنگ، چنان آب روان می‌گذرم...

هر شب از خواب چو رخسار بتان می‌گذرم                همچو تجّار ز کالای گران می‌گذرم

نشکستم سر مویی دل کس را زین رو                     از پل روز جزا هم نگران می‌گذرم

عمر آن‌قدر ندارم که به من دل بندی                        من چنان خنده‌ی آن غنچه‌دهان می‌گذرم

ضبط لب می‌کنم از بیم سخن‌های گزاف                  من ز ترس ضرر از خیر دکان می‌گذرم

اوّل وقت بدست آر دلم را ای دوست                        ورنه چون وقت فضیلت به اذان می‌گذرم

کینه‌ی سنگدلان را نگرفتم در دل                             من ز هر سنگ، چنان آب روان می‌گذرم

 


 

نوشته شده توسط قاسم صفائی در پنجشنبه 25 تیر1388 ساعت 15:26 موضوع شعر | لینک ثابت


میلاد مولا

یادش بخیر؛ پارسال که مکّه بودم لحظه‌شماری می‌کردم که شب جمعه بشه و بیام نزدیک محل تولّدت با خدا اونجوری حرف بزنم که تو می‌زدی. همونجوری که به کمیل‌بن‌زیاد یاد دادی و ما هم ازت یاد گرفتیم که میشه انقدر زیبا با خدا صحبت کرد. یادمه اون قسمت دیوار کعبه که برای ورود مادرت شکاف خورده بود، هنوز نشونی از تولّد تو داره. روحانی کاروان می‌گفت که وهابی‌ها هر سال اونجا رو تعمیر می‌کنند که نشونی نمونه ولی باز هم شکاف خودشو نشون میده! مثل این‌که هر جا تو بری، هر کسی مقابلت باشه شکست میخوره؛ هر چیزی مقابلت باشه می‌شکند. یه بار هم به قلب من بیا و قلب سنگم رو بشکن.

 


 

نوشته شده توسط قاسم صفائی در دوشنبه 15 تیر1388 ساعت 15:24 موضوع مناسبت | لینک ثابت


یا اول الاولین و یا آخر الآخرین...

...و بأسمائک التی ملأت ارکان کل شیء

اسم تو همه جا رو پُر کرده، نه اسم ما. ما به خیالمون شهرت داریم...

 


 

نوشته شده توسط قاسم صفائی در جمعه 5 تیر1388 ساعت 1:21 موضوع شخصی | لینک ثابت


نطق آقای حمید رسایی در صحن علنی مجلس

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود بر شهیدان انقلاب اسلامی ، بهشتی ها و چمران ها و شهدای مظلوم فتنه های اخیر .

 

مردم ایران اسلامی، در انتخابات دهم ریاست جمهوری با مشارکت سیاسی 85 درصدی، رییس جمهور خود که نماد تفکر ولایتمداری ، عدالت طلبی ، مبارزه با فساد ، ، استکبار ستیزی، ساده زیستی بود را با بیش از بیست و چهار میلیون رای انتخاب کردند. انتخابات دهم رکورد آخرین حضور مردم در انتخابات را که اصلاح طلبان به اعتراف خودشان با شعارهای پوپولیستی در آن به پیروزی رسیده بودند را شکست.

 

لازم می دانم این افتخار بزرگ چهل میلیونی را به ملت شریف ایران، رهبر معظم انقلاب و رییس جمهور محترم تبریک بگویم و به جناب آقای احمدی نژاد یادآور شوم که مردم ایران در انتظار کابینه ای مردمی ، انقلابی ، پرکار ، متعهد با ویژگی هایی چون شما هستند بویژه انتظار دارند برخی معایب کابینه قبل که همواره حساسیت ها را برانگیخته بود در این کابینه مشاهده نکنند.

 

و اما ملت شریف ایران ! علی رغم شیرینی حضور متعهدانه و چهل میلیونی شما ، متاسفانه در روزهای اخیر شاهدیم که یکی از کاندیداهای شکست خورده بر خلاف تمام شعارهایی که در ایام تبلیغات و قبل از آن سر می داد، به جای تن دادن به قانون ، راه آشوب و بلوا را پی گرفته و تلاش می کد تا سیزده میلیون رای دهنده به خود را در برابر بیست و چهار میلیون دیگر قرار دهد؟!  بر اساس همین خودخواهی ها کشور را هفته گذشته به التهاب فرو برد و علی رغم دعوت رهبری برای بازگشت ایشان به خیمه انقلاب و حتی هزینه معظم له از آبروی خود برای بازگرداندن آبروی از دست رفته این جماعت شاهیم که در مقابل این رأفت اسلامی ، پس از سه روز همچنان از سویی سکوت غیر قابل باور برخی را شاهدیم و از سوی دیگر بیانیه های مملو از اهانت و تحریک به آشوب برخی دیگر را می بینیم ، هر چند همه ما از مدت ها و حتی در صورت پیروزی ایشان ، انتظار این آشوب طلبی ها را داشتیم !؟

 

آقای موسوی شما که در اولین مصاحبه های خود اعلام کردید " از سایت‌های ساختارشکن و بیان حرفهای تند دوری می‌کنم" آیا با بیانیه ها و رفتار ساختارشکنانه ، خود تبدیل به سوژه رادیوهای بیگانه و سایت های تندرو نشدید؟ شما که در بیانیه اولتان نوشتید : "به زودی در شور مبارزات انتخاباتی هرکس نمونه‌ای از دولتی که برقرار خواهد کرد را در معرض دیدگان بینای مردم قرار می‌دهد" آیا این بود ارمغان آن دولتی که اگر رای می آوردید ، می خواستید به مردم ایران نشان دهید؟!

 

آقای موسوی شما گفتید : " دولت نهم قانون‌گریز است ... زمانی کشور دچار مشکل می‌شود که بنیادها را رعایت نکنیم که مهم‌ترین آن عمل نکردن به قانون است"  آیا در حال حاضر شما بنیادها و مهمترین آن یعنی قانون را رعایت می کنید؟!

 

آقای موسوی که در این ایام رژیم سفاک اسرائیل برای فروپاشی نظام ولایی به شما دلخوش کرده در تاریخ 24/1/88 گفتید : " آن‌چه مرا به صحنه کشاند، به هم خوردن قواعد و از جمله مهمترین آن قانون شکنی و قانونگریزی است که ممکن است اگر ادامه پیدا کند به کشور آسیب جدی وارد شود. کشوری که در آن، قانون حاکم نباشد، رستگاری نخواهد داشت و این قانونگریزی را اگرچه حتی ممکن است ظاهری از خیرخواهی داشته باشد، یک حرکت رو به قهقرا می‌دانم." حال سئوال این است که در حال حاضر شما در حال قانونگرایی و رستگار کردن کشور هستید یا قانونگریزی و تخریب آن !؟

 

آقای موسوی که پس از بیست سال گوشه نشینی ،  برای قدرت طلبی و نجات دوستانت به میدان آمدی و امروز مورد حمایت آمریکا و استعمار پیر قرار گرفته ای ، چطور وقتی در تاریخ 3/2/88 مورد سئوال یکی از دانشجویان قرار گرفتی که اگر 18 تیر در زمان شما بود، شما هم پشت دانشجویان را خالی می‌کردید؟ پاسخ دادی : "من در این مورد باز هم برمی‌گردم به قانون، باز برمی‌گردم به قانون و باز می‌گردم به قانون" چگونه است امروز که اراذل و اوباش با حمایت دلارهای آمریکایی به خیابان ها ریخته و 18 تیر دیگری به رهبری شما راه انداخته اند، به قانون بازنمی گردید؟!

 

از یاد برده اید که تاریخ 21 / 2 / 79 پس از برگزاری انتخابات مجلس ششم وقتی شورای نگهبان در حال انجام اقدامات قانونی خود بود ، در مصاحبه با روزنامه بیان گفتید : " در تمام دنیا سعی می‌کنند از نشاطی که مردم به هنگام شرکت در انتخابات پیدا می‌کنند ابزاری برای وحدت ملی و حل مشکلات خود بسازند اما متاسفانه در کشور ما بعد از آن حضور گسترده مردم و انتخابات عالی و بی‌مساله ، شیوه عمل به شکلی بوده است که نه تنها آن شور و نشاط را از بین برده بلکه فضای کشور را پر از تنش و بدبینی کرده است. این روش همیشه به ضرر اسلام و روحانیت تمام شده است و این بار نیز چنین است...  بنده نمی‌دانم دوستان و برادران در شورای نگهبان متوجه هستند که این دست و آن دست کردن آرای سه میلیون نفر اهالی پایتخت چه نتایجی دارد.

 

ظاهرا یک عده هنوز به ضرورت احترام به آرای مردم در جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند و به قضاوت خود و اطرافیان و همفکران خود بیش از عقل جمعی و نظریات عموم اهمیت می‌دهند ... باید اصالت را به حفظاصول و ارکان نظام بدهیم نه حفظ اشخاص و جناح‌ها، نباید تصور کرد که بقای نظام و اصول در گرو آن است که فکر بنده و شما در این مملکت حاکم باشد ما باید خود را کوچکتر از آن بدانیم که فکر کنیم ما نباشیم و یا دوستان ما نباشند یعنی نابودی انقلاب و یا کشور"

جالب این است که همین انتخابات هم با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب تایید شد.

 

آقای موسوی شما در ایام تبلیغات انتخاباتی در مورخ 23 / 1 / 88 به دیدار مراجع تقلید رفتید و گفتید : هیچ کس نمی‌تواند بی‌نیاز از این باشد که در جامعه‌ای که دینی است و مراجع در آن اهمیت دارند، بهصحنه بیاید، بدون این که رابطه خود را به طور روشن با مراجع تبیین کرده باشد. " اکنون موضع مراجع عظام تقلید در باره اقدامات غیر قانونی شما و آشوب طلبی ها و همچنین لزوم قانونگرایی به صراحت اعلام شده  اگر شما دروغ نگفتید، رابطه خود را با نظر مراجع تقلید تبیین کنید.

 

آقای موسوی شما در تاریخ 20/1/88 "بسیجی را حافظ عرض و ناموس مردم دانستید و او را در ادای وظیفه مثل رهبرش پیرو حق دانستید" دقیقا بسیجی ما به پیروی از رهبرش برای دفاع از ناموس مردم که هوادارنماهای شما چادر از سرشان می کشیدند و به گلوله بستندشان ، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و زخمی و شهید شدند ، تازه برخی از حامیان نیمه پنهان شما از تریبون مجلس او را متهم می کنند که با مردم مهربانتر باشد! البته این همان بسیجی ای است که قبل از انتخابات در میتینگ های شما و آقای خاتمی علیه او شعار سر می دادید : توپ ، تانک ، بسیجی دیگر اثر ندارد!

 

آقای موسوی شما بارها و بارها و از جمله در تاریخ 14/ 1/ 88 نیروهای ستاد خود را معتقدین به امام ، رهبری ، قانون اساسی و مردم سالاری معرفی کردید، اما متاسفانه پس از انتخابات کسانی را با عنوان ستاد شما دیدیم که شیشه می شکستند و مسجد آتش می زدند و بیانیه های شما تحریکشان می کند، کدام را باور کنیم؟  شما در دفعات متعدد به نیروی انتظامی تاختید و در حالی که اختیار نداشتید از تعطیلی گشت ارشاد سخن گفتید ، آیا گشتهای ارشاد را مزاحم رفتارهای غیرقانونی همین اراذل و اوباشی که امروز به دروغ به اسم هوادار دورتان جمع شده اند بودید ؟!

 

 آقای موسوی شما وقتی در اولین سفر تبلیغاتی خود به استان ایلام رفتید درباره علت این کار گفتید : " این کار نشانه نزدیکی فکر من با رهبری انقلاب است چرا که ایشان نیز اولین مسافرت خود را از ایلام آغاز کردند."  همان روز ما فهمیدیم که شما دروغ می گویید و ولایت پذیر نیستید.

 

شما در تاریخ 10/ 12/ 87 گفتید : " مقام معظم رهبری محور وحدت ملت ماست، ایشان فردی است که پاسدار ارزش‌های اصیل انقلاب ماست و وظایف سنگینی که برای پیشبرد نظام برعهده‌ی ایشان است نمایانگر همین مسئله است. کسی که به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد برای این کشور و نظام و در درون آن کار کند نمی‌تواند خود را در برخورد با این گونه مسائل (یعنی ظاهرسازی در تبعیت از ولایت فقیه) فریب دهد."

 

آقای موسوی که امروز رادیو آمریکا و اسرائیل تشنه نام شما هستند، از یاد نبرده اید که در تاریخ 3/2/88 در دانشگاه مشهد گفتید:« ولایت فقیه بزرگ‌ترین نقش را در پیروزی انقلاب داشته است و دراین30 سال بدون این اصل هرلحظه ممکن بود به فضای قبل از انقلاب برگردیم. ولایت فقیه ما را درمقابل کودتا و خودمختاری‌ها حفظ کرده است و من با قبول این اصل وارد عرصه‌ انتخابات شده‌ ام ." شما با خود چه فکر کرده اید که ولایت فقیه نمی تواند جلوی کودتای مخملی شما را بگیرد ؟ با خود فکر نکردید که در ایران اسلامی ، رهبری انقلاب با یک خطبه نماز جمعه همه نقشه های دشمن را که امروز به برکت خودخواهی و قدرت طلبی شما دل خوش کرده اند نقش بر آب می کند؟! 

 

آقای موسوی شما با مردم خدعه کردید و برای فریب آنها گام برداشتید ، نشانه آن سخنان  مورخ 20/1/88 شماست که گفتید : "ما در کشور خود یک قانون اساسی داریم که در آن جایگاه نهادهای مختلف به دقت مشخص شده است و ما هم باید از همین جا شروع کنیم؛ اینجا بحث از سلیقه‌ اینجانب و دیگری بیهوده است و اگر کسی به قانون اساسی اعتقاد نداشته باشد و نامزد شود، با مردم خدعه کرده است. بنده هم به ولایت فقیه معتقدم و اگر انتخاب شوم برای حل مشکلات مردم حتما ارتباطی قوی با مقام معظم رهبری ایجاد خواهم کرد. ممکن است مشکلاتی در قانون داشته باشیم، ولی راه‌حل درست این است که از همان راه قانونی وارد عمل شویم. به علاوه اینکه بسیاری از سیاست‌هایی که در کشورگذاشته می‌شود، در سکوی قانون اساسی امکان پیگیری دارد."

 

آقای موسوی ! چرا عصبانی هستید ،  مردم به توصیه های مکرر و متعدد شما و اساتیدتان عمل کردند که فریاد می زدید : مردم به دروغگو و خدعه گر رای ندهید ، شما این همه دروغ گفتید ، مردم هم به شما رای ندادند.

 

آقای موسوی متاسفیم که امام تکلیف ما را با مثل شما در وصیت نامه اش معلوم کرد و فرمود : "من در طول نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام‌نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده‌ام که بعد فهمیدم از دغل‌بازی آنان اغفال شده‌ام آن تمجید‌ها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می‌نمایاند و نباید از آن مسائل سوءاستفاده شود و میزان در هر کس حال فعلی اوست. بنا بر این با توجه به حال فعلی شما ما از این پس شما را نخست وزیر امام و دوره دفاع مقدس نمی دانیم بلکه شما را آشوبگری می دانیم که مورد حمایت آمریکا جنایتکار، استعمار پیر انگلیس ، فرانسه و آلمان نژاد پرست و از همه بدتر مورد حمایت رژیم خونخوار اسرائیل و ربع پهلوی معتاد می دانیم . آقای موسوی شما آبرویی برای اصلاحات و اصلاح طلبان در تاریخ ایران باقی نگذاشتید.

 

و اما سخنی کوتاه با آیت الله هاشمی رفسنجانی ! ما شما را پیرو امام  و یاور رهبری می دانیم ، اما شما با ارسال نامه ای تهدید آمیز به رهبری معظم ،‌ قلب همه را به درد آوردید ، با این همه به احترام سخنان روز جمعه رهبری فقط به یادآوری این جمله از امام راحل اکتفا می کنم که فرمود: هاشمی زنده است تا نهضت زنده است و نفرمود نهضت زنده است تا هاشمی زنده است . آقای هاشمی امام فرمود : پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به نهضت شما آسیبی نرسد . آیا نامه نامناسبتان و اکنون سکوت بی معنی شما پشتیبانی از ولایت فقیه و زنده نگه داشتن نهضت است ؟! ای کاش شما هم مانند آیت الله خزعلی - این مرد بزرگ - بین انقلاب و رهبری با فرزندانتان - که خود می داند انتقادات موجود به حق است _‌ انقلاب و رهبری را انتخاب کنید.

 

و در پایان سخنی با جناب آقای دکتر لاریجانی ! مواضع اخیر شما بویژه در گفتگوی ویژه خبری چند شب قبل در خصوص دفاع از استقلال کشور و تودهنی به دشمنان دیرینه واقعا افتخار آمیز بود و برای همین تشکر ، اما مواضع دو پهلو ، جانبدارانه از متخلفین که بعضا بر خلاف مواضع رهبری در روز جمعه و همراه با زیر سئوال بردن اقتدار و سلامت شورای نگهبان بود ، جای تاسف بسیار دارد . این بخش از مواضع شما آنقدر ناپسند بود که مورد استقبال شبکه های خارجی و سایت و روزنامه های نفاق جدید در داخل قرار گرفت، همان ها که روزی شعار می دادند سیمای لاریجانی تعطیل باید گردد.  ان شاءالله در فرصتی دیگر در باره مواضع حضرتعالی و بویژه مقابله شما برای جلوگیری از صدور بیانیه فراکسیون اصولگرایان و همچنین مساعدتهای پیدا و پنهان شما به جریانی که گل سر سبدش شد آقای مهندس موسوی آشوبگر سخن خواهیم گفت و نوشت.


 

نوشته شده توسط قاسم صفائی در سه شنبه 2 تیر1388 ساعت 20:25 موضوع عمومی | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting